![]() |
نظرات(0)
|
ﺧﺪاﻳﺎ ﺑﺤﻖ ﻓﺎﻃﻤه اﻟﺰﻫﺮا ﻣﺎ ﺭﻭ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺷﻬﺪا ﻧﻜﻦ ﺑﻘﻴﻪ ﻭﺭ اﺩاﻣﻪ ﻣﻂﻠﺐ مادرش میگفت هر وقت ازش میپرسیدم مادر ، کارت در جبهه چیست؟ میخندید و میگفت : آبدارچیم مادر جان یک روز صدایش کردم بیاید ناهار بخورد پرسید : ناهار چی داریم ؟ گفتم : سبزی پلو با ماهی برایت درست کردم باخنده رو بهم کرد و گفت : ما امروز این ماهی ها را می خوریم و یه روزی این ماهی ها ما را می خورند معنی حرفش را نفهمیدم چند ماه بعد عملیات والفجر ۸ , درون اروند رود گم شد مادرش تازه فهمید معنی آبدارچی بودن پسر غواصش را و تا آخر عمرش دیگر نتوانست ماهی بخورد به یاد شهیدان مظلوم این سرزمین و مخصوصا شهیدان بی نام و نشان غواص ،
ﺧﺪاﻳﺎ ﺑﺤﻖ ﻓﺎﻃﻤه اﻟﺰﻫﺮا ﻣﺎ ﺭﻭ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺷﻬﺪا ﻧﻜﻦ ﺑﻘﻴﻪ ﻭﺭ اﺩاﻣﻪ ﻣﻂﻠﺐ مادرش میگفت هر وقت ازش میپرسیدم مادر ، کارت در جبهه چیست؟ میخندید و میگفت : آبدارچیم مادر جان یک روز صدایش کردم بیاید ناهار بخورد پرسید : ناهار چی داریم ؟ گفتم : سبزی پلو با ماهی برایت درست کردم باخنده رو بهم کرد و گفت : ما امروز این ماهی ها را می خوریم و یه روزی این ماهی ها ما را می خورند معنی حرفش را نفهمیدم چند ماه بعد عملیات والفجر ۸ , درون اروند رود گم شد مادرش تازه فهمید معنی آبدارچی بودن پسر غواصش را و تا آخر عمرش دیگر نتوانست ماهی بخورد به یاد شهیدان مظلوم این سرزمین و مخصوصا شهیدان بی نام و نشان غواص ،

نویسنده : mahdi696
تاریخ : شنبه 30 آبان 1394
زمان : 1:07 PM


